... سکوت دل شکسته ...
شب رفتن تو و شروع سکوتی بی پایان برای من ...
من تو را سخاوتمندانه به کسي هديه مي دهم که از من عاشق تر باشد و از من مهربانتر براي تو من تو را به کسي هديه ميدهم که صداي تو را از هزار فرسخ راه دور در هزار همهمه ي دنيا يکه و تنها بشناسد من تو را سخاوتمندانه به کسي هديه مي دهم که راز آفتابگردان و تمام سخاوتهاي عاشقانه ي اين گل معصوم را بداند و ترنم دلپذير هر آهنگ،هر نجواي کوچک برايش يک خاطره ي مشترک باشد او بايد از رنگين کمان چشمان تو تشخيص بدهد که امروز هواي دلت آفتابي ست يا آن دلي که من برايش مي ميرم، سرد و باراني ست اي بهانه ي زنده بودنم... تو را سخاوتمندانه به کسي هديه مي دهم که قلبش بعد از هزار بار ديدن تو، باز هم با ديوانگي و بي پروايي اولين نگاه من بتپد ... همانطور عاشق همانطور مبهوت جمال و وقار بي مثال آيا کسي پيدا خواهد شد از من عاشق تر و از من مهربانتر براي تو؟؟! تو را سخاوتمندانه ،با دنيايي حسرت، خواهم بخشيد و او را که از من عاشق تر است، هزار بار خواهم بوسيد!... .. من تو را عاشقانه دوست می دارم ..
در خشم...در مهرباني...در دلتنگي


