تبليغاتX
... سکوت دل شکسته ...

... سکوت دل شکسته ...

شب رفتن تو و شروع سکوتی بی پایان برای من ...

 باز آمدم از چشمه خواب کوزه تر دردستم

 
 مرغانی می خوانند نیلوفر وا میشد کوزه تر بشکستم


در بستم


 و در ایوان تماشای تو بنشستم

سهراب سپهری

نوشته شده در شنبه 29 تیر1387ساعت 2 PM توسط س k و t | |